چهارشنبه , ۱۲ آذر ۱۳۹۹

«اشرف مخلوقات خالق دردهای بشر»

«اشرف مخلوقات خالق دردهای بشر»

درویش نیوز – عفت امانی

درک نادرست بشر از «اشرف مخلوقات» بودن با هر تعبیری در هر فرهنگ و دینی، بشر را اسباب ویرانی خود کرده‌است. این اشرف مخلوقات بودن، آدمی را مجاز و محق کرده که همه چیز ازجمله طبیعت را خادم خود داند. گویی خویشکاری بشر فقط این شده که یا در بند کِشد و کُشد یا بخورَد، یا بخشکانَد و زینت در و دیوارش کُند، یا پوست کَند و رخت و زیور سازد و بر تن و دست و پا و گردن آویزد.

طبیعت را آزرده‌ایم با مصرف‌گرایی با آلاندن و سوزاندنِ آن با ناسپاسی. جان جنگل را می‌بُریم و در آن آلونک می‌سازیم، حریم رودخانه‌اش جایگاه خانه‌هامان یا زباله‌هامان شده، آب دریا را خشکانده و تفرج‌گاه بر پا می‌کنیم یا موجودیِ دریا را مزایده می‌کنیم، کوه را ‌شکافته و برج و بارو ساخته‌ایم، آسمان را با انبوه سوخت‌هامان خراش داده‌ایم، کویر و بیابان را نیز کم بی‌عذاب نگذاشته‌ایم. ریز و درشت اندازۀ توان و قدرت و چه‌بسا ناآگاهانه به طبیعت ضربه زده‌ایم.

از باز گذاشتن شیر آب هنگام حمام تا هدر دادن آب از روی وسواس، تا خشکاندن رگ دریا با اجاره آن به استعمار یا هدیه دادن کوه‌ها به جگرگوشه‌هامان. که کجا و کِی گفته‌است ما مجازیم هر چه بخواهیم بر سر طبیعت آوریم و بی‌پاسخ بمانیم! کاسۀ صبرش را لبریز کرده‌ایم جسم و تنش را آلوده‌ایم و زخمانده‌ایم. جگر مادرِ زمین را سوزانده‌ایم، سکوت این مادر اکنون فریاد شده، در دفاع از فرزند پنجه در پنجۀ صاحبان زر و زور می‌زند.طبیعتش را به جنبش درآورده، دیرزمانی است که زبان گشاده و ما یا ناآگاهیم یا باور نداریم یا مغروریم یا جاه‌طلبیم، یا نمی‌شنویم یا خود را به نشنیدن زده‌ایم. نه صدای فریاد طوفانش را می‌شنویم نه سیل اشک‌هایش را می‌بینیم. حال که دمار از روزگارش درآورده‌ایم روزی با غبار و ریزگرد، روزی با یورش آتش‌فشانش، روزی با لرزاندن زمینش، حتی روزی با حاکمان ستمگر و چپاولگر یا مردمان نادان و ویرانگر، و روزی با ویروسی این‌چنین افسارگسیخته و بی‌رحم که خوب مانند آدمی می‌تازانَد و می‌تارانَد، درصدد آگاهی و حتی تنبیه است.

توقع بی‌جایی است که هرچه می‌خواهیم طبیعت را بیازاریم و پا در حریمش گذاریم و او سکوت کند. اگر پا در حریممان گذارند و دست در جیبمان کنند، بر سرمان زنند و چپاولمان کنند ما چه می‌کنیم؟ طبیعت رنجور است، به خشم آمده و زمان کارما است، کارمایی که همه‌ را درگیر کرده، گرچه ما عموماً خود را وارسته می‌دانیم و قصور از همسایه است!

از نو فکر کنیم که اشرف مخلوقات به چه معنا است؟
خالق این دردها ماییم نه خداوند و نه طبیعت. همه، نتیجۀ کردار خودمان است. از ماست که بر ماست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *